فضای نویسندگی فضایی کاملا رمانیتک ، آرمان گرا، هدفمند و خلاق در بسیاری از نویسندگان حرفه ای کشور است. اما جالب است در کشور ما، مادر و دختری تصمیم گرفته اند که عقاید و سلیقه‌های همدیگر را به اشتراک بگذارند و شروع به نویسندگی کنند. خانم مینا خلیلی تیرانداز دانشجوی دکتری روانشناسی به همراه دخترشان ریحانه ابدی دانشجو رشته تدوین از دانشگاه هنر تصمیم گرفته اند در قامت نویسنده فعالیت‌های مشترک داشته باشند و این بار دست به تالیف رمانی بزنند به نام بی همگان. رمانی که برگرفته از ذهنیت این مادر و دختر است. گفت وگویی اختصاصی ترتیب داده ایم که از نگاهتان می‌گذرد:

 

لطفا بیوگرافی کامل خود را بفرمایید؟

 

مینا خلیلی تیرانداز، متولد اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران و متاهل و مادر دو فرزند هستم. بنده تحصیلات خود را بعد از ازدواج و تولد فرزند دوم خود در رشته روانشناسی آغاز کردم و تا مقطع کارشناسی ارشد این رشته ادامه دادم و در حال حاضر دانشجو در مقطع دکتری هستم.

 

ریحانه ابدی، متولد خرداد ۱۳۷۹ از تهران و دانشجو در رشته تدوین در دانشگاه هنر هستم. من با آنکه در دبیرستان در رشته تجربی مشغول به تحصیل بودم و حتی در کنکور تجربی، پزشکی دانشگاه یاسوج قبول شدم اما تصمیم گرفتم تا علاقه خود را در دانشگاه هنر در تهران و در حوزه تدوین و نویسندگی ادامه دهم و در حال حاضر مشغول همکاری در شبکه ملی فراتر و  همچنین در حوزه فضای مجازی با انتشارات آفتاب گیتی همکاری افتخاری دارم.

 

خانم مینا خلیلی تیرانداز، چطور شد که به شعر و نویسندگی رو آوردید؟ این علاقه شما نشات گرفته از چیست؟

 

خوب به یاد دارم که بنده برای اینکه مفاهیم تربیتی را به فرزندانم بیاموزم، آنها را در قالب داستان هایی کودکانه بازگو میکردم و این تفریحی برای آنها و فرصتی برای من بعنوان مادر بود. در واقع من در ظاهر شخصیت هایی کودکانه اقدام به خطا و آزمون های رفتاری و گفتاری می کردم تا فرزندانم عواقب کارها را در چارچوب داستان دریافت کنند. شاید این داستان پردازی ها در بنده رشد کرده و در حال حاضر حاصلش، تبدیل به اولین رمان بنام بی همگان شده است.

 

خانم ریحانه ابدی شما چطور؟

 

بنده از کودکی بسیار اهل خیال پردازی و داستان پردازی بودم. به طوری که در بسیاری از مواقع هنگام مرتب کردن اسباب بازی هایم با آنها صحبت می کردم و همچنین شخصیت سازی و داستان پردازی انجام می‌دادم. بعدها که با برادر کوچکترم همبازی شدم، یکی از سرگرمی های دلچسب برای ما این بود که من به جای وسایل بازی برادرم، صحبت و داستان گویی می کردم و همین علاقه شاید منجر به خلق داستان بی همگان شده و می‌توان اینگونه برداشت کرد که خلق شخصیت و موقعیت داستانی یکی از علاقمندی های بنده از کودکی بوده است.

 

خانم خلیلی تیرانداز از کتاب هایتان بگوئید. کتاب شعرها و رمان بی همگان؟ شعرهای نو با چه مضامینی و موضوعاتی و برگرفته از چیست؟

 

علاقه من  به شعر و ادبیات از دوران نوجوانی با کتاب های جناب فریدون مشیری و سهراب سپهری آغاز شد و در ادامه با احساس زیبا بیان خود بر روی برگه های کاغذ شروع شد و منجر به سرودن اشعار نو در سه کتاب با نام های « عشق از قاب نگاه یک زن » که تجربه اول اینجانب در حوزه نویسندگی بود و کتاب شعر دوم با نام « نجوای درون » در موضوعیت گفتگوی دوستانه با پروردگار می باشد که فکر می کنم کتابی خوبی برای برقراری احساس زیبا در لحظات خلوت از جنس بندگی است و کتاب سوم بنده با نام « شاپرک » که در انتشارات خوب آفتاب گیتی و با راهنمایی های خوب جناب آقای اسد زاده به چاپ رسیده و فکر می کنم کتاب خوبی از آب درآمده و شامل اشعار نو با مفاهیم متفاوت می‌باشد.

 

خانم خلیلی تیرانداز جالب است مشترکا با دخترتان اقدام به نویسندگی کردید! چرا با دخترتان؟ از دخترتان و همکاری مشترک بگویید؟

 

بله البته بهتر این است که همکاری خودم با دخترم را با رشته تحصیلی خودم که روانشناسی است توضیح بدهم. دخترم شخصیتی درون گرا و جزئی نگر و بنده شخصیتی برونگرا و کلی نگر دارم و هر دو علاقمند به داستان پردازی و شخصیت سازی هستیم و این خود انگيزه ای برای یک همکاری مشترک و خلق رمان بی همگان شده است.

 

خانم ریحانه ابدی چرا در نگارش رمان بی همگان، با مادرتان همکاری کردید؟

 

شاید  تمایل  من  به  همکاری  با مادرم در نگارش رمان بی همگان، مکمل بودن شخیصت ما در نحوه داستان پردازی و شخصیت سازی می باشد و این منجر به داستانی با زوایای کامل تر شده است. به نحوی که ایشان با خلق موقعیت و چالش ها به پیش برد داستان کمک می کردند و بنده با پرداختن به جزئیات داستان و ایجاد داستان های فرعی برای داشتن داستانی با ابعاد بیشتر و همچنین کارآمدی تک تک شخصیت ها رمان بی همگان چه فرعی و چه اصلی، سعی در کامل تر شدن موقعیت های داستان می‌کردم.

 

رمان بی همگان دارای چه موضوعی است و کامل راجع به این رمان و عوامل آن توضیح بدید؟ و اینکه این ادامه دار است؟

 

داستان رمان بی همگان شامل داستان های موازی مرتبط به هم در یک چارچوب منسجم است. به طوری که شخصیت ها، دغدغه ها و معضلات خود را در راستای خط داستانی واحد بهم تنیده دنبال می کنند. اما شاخه اصلی داستان در مورد عشقی واقعی اما یکطرفه و عواقب آن می باشد. اما داستان به همین جا ختم نمی شود و در طول مسیر، این قصه درگیر انتقام و کینه ای دیرینه میشود. منشا این کینه که خود جز جذابیت های این داستان پرچالش است، می تواند انگیزه ای برای خوانش این داستان تا پایانش باشد. شخصیت های این داستان بر اساس گرایش  متفاوت تحصیلی دو نویسندگان این کتاب که روانشناسی و سینما بوده است طراحی گشته و شاید بتوان به جرات گفت که خانم خلیلی تیرانداز با توجه به اینکه روانشناس هستند، در این رمان برای هر شخصیت تیپ شخصیتی و روانشناسی مخصوص خود را پیش بینی کرده و این در طول داستان مشهود می باشد. در ضمن گرایش تحصیلی نویسنده دیگر کتاب خانم ریحانه ابدی و دیدگاه فیلمسازی ایشان سبب اوج گیری تدریجی رمان بی همگان شده است. در نتیجه به خوانندگان عزیز پیشنهاد میشود تا با همراهی فراز و فرود شخصیت های داستان، چالش های رمان بی همگان را تا پایان کتاب دنبال کنند.

در رابطه با ادامه دار بودن رمان بی همگان نیز باید عرض کنم، با توجه به پایان این رمان و داشتن چالش هایی در ذهن برای ادامه آن، بسته به استقبال خوانندگان، می تواند ادامه یابد. هم چنین بنده و مادرم ایده های داستانی بسیار دیگری نیز در ذهن داریم که می توانند انگیزه نگارش رمان های دیگری باشد.

 

رمز موفقیت در نویسندگی چیست؟

 

شاید بتوان گفت با توجه به نظر هر دو نویسنده رمان بی همگان، جسارت پرداخت به ایده ی داستانی در ذهن مان و تبدیل آن به اولین رمان، نقطه شروعی برای نویسندگی است و این خود رمز موفقیت و شاید قدمی کوتاه برای رسیدن به موفقیت نهایی است. در خلق اثر بی همگان سعی شده تا قریب به دو سال و پرهیز از شتابزدگی و استفاده از توفیق اجباری قرنطینه کرونا، این رمان برای چاپ آماده شود. امید است بتواند در میان عزیزان پیشکسوت این عرصه حرفی برای گفتن داشته باشد. اما هنوز راهی طولانی برای رمز های موفقیت نهایی در راه است. امید است با عنایت حق به آن جایگاه دست یابیم.

 

در پایان چه صحبتی دارید و از چه کسانی تشکر میکنید؟ خانم خلیلی تیرانداز شما بفرمایید.

 

شاکرم از خداوند مهربان،که در لحظه لحظه زندگی پشتیبان اینجانب بودند و همیشه نور حضورشان را با خود حس کردم و این خود انگیزه ای برای پیگیری بنده برای آرزوهایم بوده است. همچنین اثرات معنوی این کتاب ها را به آستان دوست و امام رئوف و امام عصر (ع) از بابت اینکه ذخیره ای بودن برای اینجانب تقدیم می کنم. همچنین از همسرم و پسرم برای پشتیبانی احساسی هر دو عزیز در مسیر خلق این کتاب ها تقدیر و تشکر می کنم. همچنین جناب اقای اسد زاده در انتشارات خوب آفتاب گیتی که واقعا با نگاه حرفه ای و همراه با تغییرات جامعه امروز واقعا مشاور بنده و دخترم بوده اند.

 

خانم ابدی شما؟

 

بنده نیز اول شاکر خداوند هستم بابت حمایت های بی مثال شان در زندگی اینجانب و همچنین با هدیه معنوی این کتاب به خداوند و امام رضا و امام عصر تلاش در عرض ارادت دارم. همچنین از خانواده ام ممنونم بابت اینکه فرصتی برای بنده فراهم کردنند تا علاقه های هنریم را دنبال کنم. آخرم به نوبت خود از جناب اسد زاده بابت حمایت های بی دریغ شان ممنونم.